اسمان هشتم علیه السلام |
میلادامام رضا(ع) محمد تقی بهار خجسته باد و همایون در این خجسته سرای شب ولادت اعظم، ولی بار خدای بزرگ حجت یزدان، علی بن موسی که سوی یزدان مر خلق راست راهنمای سلاله اسدالله که شیر پرده او شود چو شیر دژاهنگ ادمی فرسای شمعی که را ز فخر، حورالعین بجای غالیه ساید به زلف غالیه ساز نه بی اجازه عزمش فلک سپارد راه نه بی اراده حزمش زمین ستد بر جای چو اب امرش جاری شود، چه کوه و چه دشت چو باد حکمش ساری شود، چه مرغ و چه مای به ملکش دریوزه کرده چرخ بلند در استانش درویش گشته قیصر و راوی به پیش درگه او سجده گر نخواهد برد سپهر را ز چه پشت امده است کوژ دوتای ز قدر و رتبه به گردون فرو نیارد سر هر انکه یک ره بنهاده در حریمش پای خدای را نتوان جز به روی او دیدن بلی بود رخش ائینه ی خدای نمای پذیره شو ز دل و جان ولای مهرش را که تا پذیره شوندت به جاودانه سرای دل ار مهر ولایش نهی کند امروز به روز باز پسین دلت ماند اندر وای ی ولادتش امشب به هرکجا جشنی است به ویژه جشن خداوند این خجسته سرای
منبع: دیوان ملک الشعرای بهار صفحه55
نظرات شما عزیزان: |
|
[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |